دانلود رمان - سلام من عاشق رمان هست تقریباً بیشتر رمان ها رو خوندم اگر میشه رمان مرد سخت رو هم قرار بدید - دوشنبه 08 دی 1404
دانلود رمان - سلام من عاشق رمان هست تقریباً بیشتر رمان ها رو خوندم اگر میشه رمان مرد سخت رو هم قرار بدید - دوشنبه 08 دی 1404
فاطمه - کی هستی انلاینی بیا بچتیم حوصلم سررفت - دوشنبه 08 دی 1404
حمیرا - بابا جلد دوم این رمان کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟مردم از بس دربه در دنبال جلد دومش گشتم - دوشنبه 08 دی 1404
فاطمه سادات - چه موقع اين رمان بیرون میاد؟؟؟ من قسمت اولش رو خوندم خیلی قشنگ بود
دلی - سلام.با این وضعیت هیچی دان نمیشه ای کاش نویسنده ها توی وب سایت خودشون پست بزارن این طوری بهتره.میشه این رمان رو برام بفرستید ممنون میشم. - دوشنبه 08 دی 1404
عطیه - یعنی خیلیییییی چرت و مزخرفه و تنها فایدش اینه که حداقل یه ذره به این نویسنده های بیکارش که این متنای ضایع و چرت و پرتی که نوشتن بخندیم و دلمون شاد شه خواهشا وقتتونو تلف نکنید صرف این چیزایی که خیلی داغونه - دوشنبه 08 دی 1404
نرگس - سلام من نمی تونم کتاب چرخ گردون رو دانلود کنم لطفا برام ایمیل کنید ممنون - دوشنبه 08 دی 1404

نام رمان : دنیای مجازی
نویسنده : rad gitter و *~MoonGirl~* کاربران انجمن نودهشتیا
حجم کتاب (مگابایت) : ۴٫۰ (پی دی اف) – ۰٫۳ (پرنیان) – ۰٫۹ (کتابچه) – ۰٫۳ مگابایت (epub)
ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، epub
تعداد صفحات : ۴۴۶
خلاصه داستان :
مریم دختری از جنس شیشه… راد پسری از جنس حقیقت… هر دو گویا دلباخته…
یکی مصمم در بازگشت یکی مصمم در انتقام… هر دو به دنبال منصرف کردن یک دیگر …
اما….

نام رمان : صدای نفس های باران
نویسنده : EMERTAT کاربر انجمن نودهشتیا
حجم کتاب (مگابایت) : ۱٫۲ (پی دی اف) – ۰٫۱ (پرنیان) – ۰٫۷ (کتابچه) – ۰٫۲ مگابایت (epub)
ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، epub
تعداد صفحات : ۱۲۲
خلاصه داستان :
خدایا دلم را کسانی میشکنند که هرگز راضی به شکستن دلشان نبودم… از آدمهایت نمیگذرم… از دل سنگشان… از جنبه نداشتنشان… از همه خوبی هایی که دلشان را زد … خدایا از خودم هم نمیگذرم… حق من این همه مهربان بودن و احساس داشتن نبود… حق من این همه تنهایی نبود… خدایا من با آدمهایت بد نبودم… اما بد کردن… آنها را به تو واگذار میکنم…

نام رمان : شرط می بندی ؟
نویسنده : Shabah eshg و …zahra… کاربران انجمن نودهشتیا
حجم کتاب (مگابایت) : ۳٫۱ (پی دی اف) – ۰٫۳ (پرنیان) – ۰٫۹ (کتابچه) – ۰٫۳ مگابایت (epub)
ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، epub
تعداد صفحات : ۳۰۵
خلاصه داستان :
زندگی یه جوریایی خسته کننده میشه . یعنی برای دختر داستان ما که اینطوره … یه زندگی آروم و بی دردسر بدون هیچ هیجانی اما یه سفر … آره یه سفر که به نظر شیدا کذایی و از نظر دوستش هیجان انگیزه زندگی هر دوشون رو تغییر میده .
اونطرف داستان پسری وجود داره که با یه حقیقت رو به رو میشه اما نمیخواد باورش کنه … باورش سخت بوده که یه روز یه دختر رو بیشتر از خودش دوست داشته و از همون موقع که میفهمه، متنفر میشه … از مهمونی که میاد متنفر میشه … و اما داستانی که بین پسر و دختر داستان پیش میاد که نیازمند کشف شما بید .

نام رمان : زندگی تصادفی
نویسنده : rain-sky73 کاربر انجمن نودهشتیا
حجم کتاب (مگابایت) : ۲٫۴ (پی دی اف) – ۰٫۲ (پرنیان) – ۰٫۸ (کتابچه) – ۰٫۲ مگابایت (epub)
ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، epub
تعداد صفحات : ۲۶۰
خلاصه داستان :
داستان در مورد افسون ، یه دختره خدمتکاره که یه روز صبر و تحملش رو از دست میده و بدون هیچ پشتوانه ای از عمارت بزرگی که توش کار میکنه ، بیرون میزنه . ولی با یه تصادف زندگیش کاملا عوض میشه …

نام رمان : هیچوقت دیر نیست
نویسنده : مهسا زهیری کاربر انجمن نودهشتیا
حجم کتاب (مگابایت) : ۴٫۴ (پی دی اف) – ۰٫۴ (پرنیان) – ۱٫۰ (کتابچه) – ۰٫۴ مگابایت (epub)
ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، epub
تعداد صفحات : ۴۱۹
خلاصه داستان :
داستان پیرامون تلاش های شخصیت زن داستان در جهت جبران کردن اشتباهات گذشته اش هست. یک جور رویارویی نیروهای مثبت و منفی که یکی از نتایج حاصلش می تونه این باشه که هیچ چیز قطعاً خوب یا قطعاً بدی وجود نداره… و اینکه هیچ وقت دیر نیست!

نام رمان : دو موتور سوار
نویسنده : سارا معینی کاربر انجمن نودهشتیا
حجم کتاب (مگابایت) : ۶٫۱ (پی دی اف) – ۰٫۳ (پرنیان) – ۱٫۱ (کتابچه) – ۰٫۵ مگابایت (epub)
ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، epub
تعداد صفحات : ۴۸۱
خلاصه داستان :
درباره ی زندگی یه دختر ۲۲ ساله اس که عاشق موتور و نقاشی کشیدنه….
به خاطر مشکلات و سختی هایی که تو خانواده اش داشته نتونسته اون جور که باید و شاید با سنش پیش بره و بیشتر از این که شبیه یه دختر خانوم ۲۲ ساله باشه شبیه یه بچه ی ۵ ساله اس.
در واقع یه جورایی خودشو پشت نقاب یه بچه قایم کرده تا در امان بمونه و شکست نخوره….

نام رمان : در تمنای توام
نویسنده : روها کاربر انجمن نودهشتیا
حجم کتاب (مگابایت) : ۲٫۸ (پی دی اف) – ۰٫۲ (پرنیان) – ۰٫۸ (کتابچه) – ۰٫۲ مگابایت (epub)
ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، epub
تعداد صفحات : ۲۷۸
خلاصه داستان :
داستان در مورد دختری به نام آلماست که به پسر داییش علاقه داره ، اما پسرحتی حاضر نیست نگاش کنه داییش پسرش رو مجبور می کنه با آلما نامزد بشه ، اونا نامزد میشن اما به خاطر دلایلی نامزدی بهم میخوره و این سر آغاز داستانه …
غرورم مهم است و عشق تو مرا می کشاند به هوسناکترین نقطه ایی که غرور مرده می شود در پستوی افق نگاه زیبایت و من در عسلی چشمان به دنبال بی قراری تو تا جایی می رم که لحظه ایی سست می شود وجود از اختیارت.
غرورم میشوی اگر….

نام رمان : تَردید
نویسنده : paliz-sm کاربر انجمن نودهشتیا
حجم کتاب (مگابایت) : ۲٫۹ (پی دی اف) – ۰٫۲ (پرنیان) – ۰٫۹ (کتابچه) – ۰٫۲ مگابایت (epub)
ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، epub
تعداد صفحات : ۳۱۳
خلاصه داستان :
داستان در مورد دختری به نام پروا ست که خانواده ی دوست پدرش رو بعد از ۱۲ سال می بینه …
در این بین اتفاقاتی می افته که پروا اصلا فکرش رو هم نمی کرده … اتفاقاتی که یه نقطه ی مهم میشه توی زندگی پروا و اون رو به جایی می کشونه که حس تردید به جونش می افته …

نام رمان : بهار ماندگار
نویسنده : مریم صمدانی کاربر انجمن نودهشتیا
حجم کتاب (مگابایت) : ۱٫۸ (پی دی اف) – ۰٫۲ (پرنیان) – ۰٫۹ (کتابچه) – ۰٫۳ مگابایت (epub)
ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، epub
تعداد صفحات : ۱۸۴
خلاصه داستان :
سرگرد علی پارسا به اجبار خانواده اش مجبور به ازدواج با دختر دوست پدرش میشه ، همونطور که گفتم به اجبار هیچ رضایت و میلی از جانب علی پارسا نبوده … طی ربوده شدن ترنج عظیمی نامزد علی توسط باند اکس ای کی …

نام رمان : اسطوره
نویسنده : P*E*G*A*H کاربر انجمن نودهشتیا
حجم کتاب (مگابایت) : ۶ (پی دی اف) – ۰٫۶ (پرنیان) – ۲٫۱ (کتابچه) – ۰٫۵ مگابایت (epub)
ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، epub
تعداد صفحات : ۶۱۶
خلاصه داستان :
دیدی که سخت نیست … تنها بدون من؟
دیدی که صبح می شود … شبها بدون من؟
این نبض زندگی … بی وقفه می زند …!
فرقی نمی کند … با من … بدون من …!
دیروز گرچه سخت … امروز هم گذشت …!
طوری نمی شود … فردا بدون من …!